عبد الرحمن جامى
165
أشعة اللمعات ( فارسى )
قدرتى كه از ما ظاهر مىشود همان فعل و قدرت وى است كه در ما مىنمايد . « و الّا آن را كه به خود وجود نبود فعل چگونه بود ، اقتدار كى تواند بود ؟ ، بيت : هم از او دان كه جان سجود كند * ابر هم ز آفتاب جود كند اصل فعل » كه تجلّى وجودى است ، « يكى است ، الّا آن است كه در هر محلّى » به مقتضاى استعداد آن محل ، آن فعل « رنگى ديگر نمايد ، و در هرجايى نام ديگر يابد يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ » « 1 » يعنى پرورش داده مىشوند همه موجودات به فيض واحد ، و فضيلت مىنهيم بعضى را بر بعضى در اغتذاء به آن فيض ، كه بعضى را صلاحيّت آن است كه آن غذا در وى بر وجه اكمل و اشرف ظاهر شود و بعضى را نه .
--> ( 1 ) . رعد ( 13 ) آيهء 4 .